معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

372

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

برابر آن احسان اين نوع خيانت در خاندان وى ، ظلم صريح و به‌غايت فعل قبيح است ، و هر كه مجازات احسان باساءة نمايد ، از جمله ظالمان و ستمكاران و مفسدان تبه روزگار است . و زجاج مىگويد كه شايد ضمير راجع به اللّه تعالى باشد ، و معنى او چنان شود كه حضرت پروردگار من جلّ و علا با من احسان نموده مرا از سنن جور و اعتساف بر طريق عدل و انصاف انحراف كرامت فرموده تا با جملهء مسيئان احسان نموده‌ام ، اكنون اگر بجاى احسان او اساءة نمايم از جمله ظالمان باشم « إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » . و بدانكه يوسف در جواب زليخا بسه چيز تكلّف فرمود . اول فرمود « مَعاذَ اللَّهِ » . دويم فرمود « إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ » . « سيّم فرمود « إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » . و اين ترتيبى است در غايت لطافت و تحقيق اين آنست ، كه انقياد امر اللّه تعالى مهم‌ترين چيزها است ، و شكر انعام او فاضل‌ترين اعمال ، و اين هر دو باز بسته به ترك معاصى است ، چه باز ايستادن از مناهى كمال انقياد است در فرمان‌بردارى و غايت اهتمام است در شكرگذارى : قوله « مَعاذَ اللَّهِ » اشاره است به اداى حقّ اللّه تعالى و بعد از اداى حقوق اللّه تعالى مهم‌ترين امور ، رعايت حقوق خلق است ، و عزيز را به نسبت به يوسف احسان بسيار بود ، و رعايت آن در ذمّهء آن حضرت لازم ، لا جرم فرمود : « إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ » . و بعد از آن اهمّ مهمّات صيانت نفس است ، از ضررهاى دنيويه و شدايد اخرويّه و كسى كه به لذّت قليلى از لذّات شهوانيّه و تمتّعات نفسانيّه آلوده گردد و از مراتب عليّه و درجات اخرويّه محروم ماند بلكه به عذاب شديد و بحجاب